اين نوشته به اتفاقات رخ داده تا پيش از زمان انتخابات نمی پردازد.اين نوشته در مورد عمل کرد صدا و سيما و ارگا نهای دولتی ديگر نيست. اين نوشته ارتباطی با عملکرد شورای نگهبان و قوة قضاييه ندارد. موضوع اين نوشته نقد و بررسی يک استدلال حسی است که به نظر می رسد اين روزها در بين افراد جامعه از عامی گرفته تاتحصيل کرده مورد استفاده قرار می گيرد.نويسندگان اين مقاله تعداد کمی از اساتيد و دانشجويان دانش گاه صنعتی هستند. از شما خوانندة محترم تقاضا میکنيم اين نوشته را برای ديگران نفرستيد و به در و ديوار نچسبانيد مگر اين که منطقی بودن آن را باور کرده باشيد اين نوشته برای دفاع يا رد مواضع سياسی هيچ گروهی نيست
سبزها چه چيزهايی را مشاهده کرده اند؟
بهطور خلاصه مردم در این روزها شاهد افرادی بودند که با لباس یا پارچة سبز طرفداری خود را از مهندس موسوی نشان میدادند. خودروهایی را دیدند که مزین به روبان سبز و تبلیغات بودند. در گفتوگوها و تماسهای تلفنی رأی دیگران را جویا میشدند و در نهایت در هنگام رأی دادن نظر اطرافیان خود را میپرسیدند یا میشنیدند. آیا استفاده از چنین مشاهداتی برای اثبات بالا بودن رأی یک نامزد درست است؟ در ادامه به بررسی مورد به مورد این مشاهدات میپردازیم.
همه اطرافيان من مانند من سبزند!
این مشاهده که میتوان آن را «مشاهدة منطقهای» نامید یکی از اشتباهات معروف در آمارگیری است. واقعیت این است که در بسیاری از مسایل از جمله عقاید دینی و آرای سیاسی بین افراد «نزدیک به هم» شباهت آماری قابل توجه وجود دارد. در مورد موضوع مورد بحث کم و بیش بر همهگان روشن است که وضعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی یک نفر ارتباطی جدی با نظر سیاسی او دارد؛ فردی که در شمال تهران، مثلاً در قیطریه، زندگی میکند به احتمال زیاد از نظر رأی سیاسی به یک هممحلهای خود شبیهتر است تا به کسی که در جنوب تهران، مثلاً در میدان خراسان، زندگی میکند. دو نفر که با هم دوست هستند به احتمال زیاد در عقاید سیاسی نیز به هم شبیهتر هستند تا دو نفر که با هم ارتباطی ندارند. مثال روبهرو نشان میدهد که مشاهدة منطقهای تا چه حد گمراه کننده است. شکل زیر جامعهای صد و ده نفره را نشان میدهد که دقیقاً نیمی از آنها سبز هستند.
مطلب كامل راميتوانيد در ادامه مطالب بخوانيد ....................................
انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي با نزديك شدن به 22 خرداد ماه فضاي سياسي واجتماعي كشور تحت تاثير انتخابات قرار گرفته و
بحث وتبادل نظر پيرامون انتخاب دهم نقل محافل رسمي وغير رسمي است.
در اين ميان جلسات متعدد ستادهاي انتخاباتي وطرفداران آنها نيز چشمگير شده وطرفداران هريك
از كانديداها برآنند تا گوي سبقت را ازآن خود نمايند.
امافضاي انتخاباتي استان تقريبا دو سويه شده و حضور محسن رضايي ومهدي كروبي كم رنگ تر
از محموداحمدي نژاد وميرحسين موسوي رخ مينمايد.
امابواقع كداميك از اين چهارنفربرنده گوي دهم خواهند بود ؟
آخرین روزهای 86 باانتخابات مجلس شورای اسلامی همراه بود ، انتخاباتی که مردم حوزه انتخابیه بندرلنگه توانستند نماینده جدیدی را راهی بهارستان کنند تا بعد از چند دوره متوالی این بار جباری جایگزین حسینی باشدتا به عنوان نماینده بندرلنگه بر صندلیهای سبزبهارستان بنشیند.
این تغییروانتخاب بیم وامید زیادی را به همراه داشت وانتظارات به حدی بود که همگان تمامی انتظارات خود از 87 را پیرامون این رخداد جستجو میکردند.
با فاصله ای اندک از این تغییر،انتصاب فرماندارجدید انجام شد تا انتظارات جدیدی درمردم شکل گیردتوقعاتی که به درستی در پس هر تحول مدیریتی اثرات آنرا در اوضاع واحوال خود جستجو میکنند.
این دورخداد شاید مهمترین رخدادهایی بود که درعرصه مدیریتی شهرستان حادث گردیدوزمینه رابرای اتفاقات وجهت گیریهای جدید آماده کرد ، اما آنچه در پایان سال همچنان باقی است ، سئوالات متعددی است که بواسطه عدم شناخت اجتماع وشفاف نبودن رویکردها دراذهان عمومی شکل گرفت . نکته ای که شاید بتوان از آن به نوعی "خاموشی اجتماعی" یاد کرد.
نحوه عملکرد جباری اما قضاوتهای مختلفی را به همراه داشت وطبعا مخالفتها وموافقتها دوراز انتظارنبود ، اما تلاش برای همراه کردن آرای دیگر نمایندگان بهارستان با خود وبرقراری ارتباط با ارکان مختلف دولت ودستگاههای اجرایی شیوه ای بود که درسال 87 از ایشان شاهد بودیم تا درسال 88 این رویه
بتواند بستری باشد برای پرداختن به مسائل منطقه ای.
اما آنجه در حاشیه عملکرد این دو به عنوان نمایندگان مردم ودولت قابل ذکر است عدم رویت استراتژی مشخص درابعاد کلان توسعه شهرستان است .
شکل گرفتن این استراتژی موجب خواهد شد در ادامه راه ارزیابیهای اجتماع حول این استراتژی شکل گرفته ونمود یابدواز طرفی خاموشی اجتماعی 87 جای خود را به پویایی ومشارکت عمومی در جهت تحقق اهداف کلان توسعه درشهرستان خواهد سپرد.